هرگز دل من شکایت از غم نکند

هرگز دل من شکایت از غم نکند شادی ز مسرت دمادم نکند دانی که بود مرد هنرپیشه راست آنکس که ز بار غم کمر خم…

ادامه مطلب

هر رأی که با دادن سیم آوردند

هر رأی که با دادن سیم آوردند آه دل مسکین و یتیم آوردند صندوق لواسان چو بسی بود علیل نظار برای او حکیم آوردند

ادامه مطلب

مظلوم کشی طریقه محتشم است

مظلوم کشی طریقه محتشم است قانون شکنی پیشه اهل ستم است هر سر که به احترام قانون خم شد در مسلک ارباب قلم محترم است

ادامه مطلب

گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد

گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد آسوده ز غم توده انسان گردد گر کیست که گشته حارس میش ز جور مالک چو نماینده دهقان…

ادامه مطلب

گر بر دل ما گرد ملالت باشد

گر بر دل ما گرد ملالت باشد آن گرد ملال از جهالت باشد قانون مهاجرت بود لازم لیک لازمتر از آن بسط عدالت باشد

ادامه مطلب

شادم که دل خراب ترمیم نشد

شادم که دل خراب ترمیم نشد در پیش امید و بیم تسلیم نشد یک صبح رهین نور امید نگشت یک شام غمین ظلمت و بیم…

ادامه مطلب

دیشب که به پای دل مرا سلسله بود

دیشب که به پای دل مرا سلسله بود از دست سر زلف تو ما را گله بود چون موی تو عاقبت پریشانم کرد موئی که…

ادامه مطلب

دریای پر آب چشم نمناک من است

دریای پر آب چشم نمناک من است صحرای پر آتش دل صد چاک من است آن را که دهد زمانه بر باد فنا از دست…

ادامه مطلب

در مورد کابینهٔ مستوفی‌الممالک

در مورد کابینهٔ مستوفی‌الممالک گویند که کابینه چو تشکیل شود بیداد به عدل و داد تبدیل شود ما نیز همه به سهم خود منتظریم کاین…

ادامه مطلب

در مدح مستوفی‌الممالک

در مدح مستوفی‌الممالک رسم و ره مستوفی اگر خوب نبود نزد همه کس این همه محبوب نبود هنگام زمامداری او باید از داخله و خارجه…

ادامه مطلب

دارم سر آنکه عیش پاینده کنم

دارم سر آنکه عیش پاینده کنم جبران گذشته را در آینده کنم بگذارد اگر باد حوادث چون گل یک صبح به کام دل خود خنده…

ادامه مطلب

جز ایزد پاک حاکم عادل نیست

جز ایزد پاک حاکم عادل نیست جز موجد خاک، قاضی قابل نیست یکبار توان قاتل صد تن را کشت زآنرو که مجازات بشر کامل نیست

ادامه مطلب

تا چند توان به ناتوانان دیدن

تا چند توان به ناتوانان دیدن جور و ستم جهان ستانان دیدن تا کی به هوای زندگی در پیری با دیده توان مرگ جوانان دیدن

ادامه مطلب

بر دوره فترت اعتباری نبود

بر دوره فترت اعتباری نبود با مجلس پنجم افتخاری نبود در فاصله این دو، به صد مأیوسی یک ذره مرا امیدواری نبود

ادامه مطلب

با دولت نو رسم کهن می گویم

با دولت نو رسم کهن می گویم عیب دگران و خویشتن می گویم نادیده ز خوب و بد نرانیم سخن از دیده همیشه من سخن…

ادامه مطلب

ایکاش که جز رنگ صفا رنگ نبود

ایکاش که جز رنگ صفا رنگ نبود مسکین ز غنی این همه دلتنگ نبود در بین بشر صلح و صفا داشت دوام سرمایه اگر مسبب…

ادامه مطلب

ای دوست به فکر جنگجوئی کم باش

ای دوست به فکر جنگجوئی کم باش در صلح عمومی علم عالم باش با هر که زنی لاف محبت یکروز مردانه و ثابت قدم و…

ادامه مطلب

ای توده عمل باهمم عالیه کن

ای توده عمل باهمم عالیه کن بگذشته گذشت صحبت از حالیه کن گر علت ورشکستگی می خواهی چشمی بقرار بانک با مالیه کن

ادامه مطلب

آنانکه ز بس خزانه تاراج کنند

آنانکه ز بس خزانه تاراج کنند ما را به عدو ز فقر محتاج کنند دیگر ز چه شغل دولتی را دایم با چوب هوای نفس…

ادامه مطلب

آن سان که ستاره در سما افزون است

آن سان که ستاره در سما افزون است در روی زمین حادثه گوناگون است القصه از این حوادث رنگارنگ بر هر که نظر بیفکنی دل…

ادامه مطلب

امسال بهار جشن می خواران است

امسال بهار جشن می خواران است اطراف چمن نشیمن یاران است از دولت ابر و باد و باران بهار گلزار شکوفه ریز و گل باران…

ادامه مطلب