يار كرده بر دل ما جا، كجا بگذارمش؟

يار كرده بر دل ما جا، كجا بگذارمش؟ راه سنگين است پر سودا، كجا بگذارمش؟ هر دو چشمش با نگاهي ميزند صد ها سخن معدنِ…

ادامه مطلب

نمي آيد به چشمان ترم خواب

نمي آيد به چشمان ترم خواب ندارد جسم من شيمه دلم تاب نبودي ماه من من بركه گونه ترا كردم فقط در سينه ام قاب…

ادامه مطلب

موج دريا، سر به بالا، قامت مغرورها

موج دريا، سر به بالا، قامت مغرورها مي‌روي ميبينمت مستي كنان از دورها پاره پاره ميبري بند دل و بند جگر زخم ديگر ميزني بر…

ادامه مطلب

مرا به عمق دلت بی بهانه دعوت کن

مرا به عمق دلت بی بهانه دعوت کن شبیه روح بهارعاشقانه دعوت کن مرا بخوان به حريم خودت چنان فرهاد به بیستون دلت صادقانه دعوت…

ادامه مطلب

گل به راهت جان به يادت خير مقدم مي نهم

گل به راهت جان به يادت خير مقدم مي نهم مرگ تدريجي شنيدي؟ دم به دم، دم مي نهم گر بميرم در مزارم خوشه ي…

ادامه مطلب

کسی در من مرا از من همیشه میکند منها

کسی در من مرا از من همیشه میکند منها همه او میشوم وقتی حضورم میشود حاشا به بام خانه اش معتاد هستم؛ور نه در این…

ادامه مطلب

عشقي که در میانه‌ي ما گیر کرده است

عشقي که در میانه‌ي ما گیر کرده است دل را شبيه مرغک شبگیر کرده است من زندگی نکرده و دنیا مرا، چرا- پیوسته درد داده…

ادامه مطلب

شب قدر است و قدر او بدانيم

شب قدر است و قدر او بدانيم سر سجده به ذكر حق بمانيم به آب رحمت استغفرالله گناهان را زتن شسته برانيم شهلا دانشور

ادامه مطلب

روزها گل می کند شعرم ولی شب بيشتر

روزها گل می کند شعرم ولی شب بيشتر هر غزل الهامي از چشم مخاطب بيشتر خواب از چشمم ربوده چشم‌های شب‌چرش می درخشد چشم او…

ادامه مطلب

دلم چون آهویی سر در گریبان

دلم چون آهویی سر در گریبان نگاهت چون پلنگی تیز دندان اگر صیاد چشم توست؛صیدم که افتادم به دام چشمت آسان. شهلا دانشور

ادامه مطلب

درخت عمر ما پر بار و ريشه ست

درخت عمر ما پر بار و ريشه ست عمل چون بد شود آسيب تيشه ست دل كس را مرنجان وقتي داني مزاج آدمي مانند شيشه…

ادامه مطلب

خورشيد براي من بقا مي آرد

خورشيد براي من بقا مي آرد الهام غزل شور و نوا مي آرد آن باد نوازشگر مو ياد تو را هرصبح براي من جدا مي…

ادامه مطلب

چو نی گشتی سکوت سوز دل را

چو نی گشتی سکوت سوز دل را دوای اختتام درد سل را به قلب کهگلی‌ام مثل باران شدی بیدار کردی بوی گِل را شهلا دانشور

ادامه مطلب

جسارت دارد عاشق مثل شیر است

جسارت دارد عاشق مثل شیر است برای هم دگر از هرچه تیر است میازار عاشقان پاک را که- خدا جان دیر گیر و سخت گیر…

ادامه مطلب

ترا بانو از ايثار آفريدند

ترا بانو از ايثار آفريدند پر از عشق و وفا دارآفريدند گِلت را از تن آدم گرفتند به آدم يار و غمخوار آفريدند شهلا دانشور

ادامه مطلب

بيا در بلخ، گل گل لاله زار است

بيا در بلخ، گل گل لاله زار است پرستو هاي عاشق بيقرار است تولد گشته برگ از دامن خاک بهارم باتو سبز و بر قرار…

ادامه مطلب

به آغوش رقیبم حال کردی

به آغوش رقیبم حال کردی و احساس مرا پامال کردی بدونت روز و شب یلداست یلدا دقایق را سر من سال کردی شهلا دانشور

ادامه مطلب

باغ و بهار ولاله دلاراتر از تو نیست

باغ و بهار ولاله دلاراتر از تو نیست زیباست سبزه زار، نه! زیباتر از تو نیست مستي عطر سنجد و باران و بوي خاك ديوانه…

ادامه مطلب

اي دوست چه داني جگر من خون است

اي دوست چه داني جگر من خون است چشمم زنبودن تو چون جيحون است گرچند كه خيري نرسيد از تو ولي هرسوژه ي شعر من…

ادامه مطلب

از زمان شاه (اتاترك و امان)

از زمان شاه (اتاترك و امان) هم جهاد اهل عثمانيستيم دشمنان ما يكي اهداف ما در مسير راه انسانيستيم شهلا دانشور

ادامه مطلب

‍ هواي صبح زمستان كنار تو گرم است

‍ هواي صبح زمستان كنار تو گرم است چون آفتاب نگاه خمارِ تو گرم است پلنگ جان! منم آهوی چشم بر راهت بيا ببین! سر…

ادامه مطلب

وطن در بی‌پناهی‌ات بميريم

وطن در بی‌پناهی‌ات بميريم دهن بستيم و چشمی، ناگذيريم اگر چه زندگی جريان.. ولي ما گروگان، مظلومانه در اسيريم پريشم های های های كشور منم…

ادامه مطلب

ناگفته صد کتاب محبت به دلم است

ناگفته صد کتاب محبت به دلم است ای خالق عشاق زبانش به من بده دل گفت عشق عشق ولی عقل گفت نه! جای‌که مصلحت بُوَد…

ادامه مطلب

مهربانتر از زنی ،اما تو چون زن نيستي

مهربانتر از زنی ،اما تو چون زن نيستي همچو مردانی وليكن مالك تن نيستي پرنیان تر از لطافت، خوش تر از حسِ بهار شكلي از…

ادامه مطلب

مرا شاعر به رويت كرده اي تو

مرا شاعر به رويت كرده اي تو به روي و خوي و مويت كرده اي تو شبيه آهن و آهن رباي چنان چسپيده سويت كرده…

ادامه مطلب

گلستانم به چشمت خار و خس بود

گلستانم به چشمت خار و خس بود پرِ پروانه ام بالِ مگس بود تو مثل باد كوچيدي به هر سو محبت نزد تو كام هوس…

ادامه مطلب

قصه ي نيل است و موسي و عصا…،درياي دل

قصه ي نيل است و موسي و عصا…،درياي دل شق شق است از ضرب بي مهري خوبان بارها شهلا دانشور

ادامه مطلب

عجین شدی به روحم، درون من به شوری

عجین شدی به روحم، درون من به شوری نمیشود بگویم، که دور دور دوری شبیه آفتابی، كجا ترا توان ديد ولی به چار سویم، که…

ادامه مطلب

شبیه تخته‌ی شطرنج خشت و کهگل توست

شبیه تخته‌ی شطرنج خشت و کهگل توست وزیرِ كشورِ تن عقل و پادشه دلِ توست پیاده، اسب، رخ و فیل؛ عضو عضوِ تنت به حکم…

ادامه مطلب

رفته ای اما به حسرت در تو ادغامم هنوز

رفته ای اما به حسرت در تو ادغامم هنوز بی تو مانده شوكراني در ته ی جامم هنوز تا که می بافم لبانت را به…

ادامه مطلب

دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگ

دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگ هميشه بوده در ملكاي ما جنگ سفر داره به پيش رو عزيز جان كه دنيا پيش چشمم گشته بي…

ادامه مطلب

در خفا يار مرا دیده دلاسا مي كرد

در خفا يار مرا دیده دلاسا مي كرد در ميان همه، بيگانه تماشا مي كرد دوستت دارم و ميگفت تو چيزي دگري به درون دل…

ادامه مطلب

خوب من خوش باش جانم صدقه ات

خوب من خوش باش جانم صدقه ات خنده کن امشب جهانم صدقه ات زینت صحنِ حیاط و بسترت یک بغل باغ جوانم صدقه ات از…

ادامه مطلب

چو كوه تکیه‌گهِ استوار من باشی

چو كوه تکیه‌گهِ استوار من باشی جگر دريده سراز آبشار من باشی بگیر قفل و کلید دلم به دست تو باد به درب منزل دل…

ادامه مطلب

تو هم مرا ببخش و آزادم كن چون

تو هم مرا ببخش و آزادم كن چون آنگونه كه ميخواستي نبودم اميد وارم خدا هم ببخشد مارا و ازهم مي گذريم به همين ساده…

ادامه مطلب

ترك و افغان، ما يكي در مذهبيم

ترك و افغان، ما يكي در مذهبيم در ميان چرخِ يك روز و شبيم آسمان و آفتاب ما يكيست دين و آيين، طالب يك مكتبيم…

ادامه مطلب

بیا به سفره افطار ما که سینی از

بیا به سفره افطار ما که سینی از دو بیت غوره‌ی دل دارم و کباب جگر ترک زده‌ست لبم غرقه روزه دارم که هلال روی…

ادامه مطلب

به ابریشم ترین نخ دور عکسش قاب می دوزد

به ابریشم ترین نخ دور عکسش قاب می دوزد به ياد دلبري در شال خود مهتاب می‌دوزد نگشته دست بردار از تمنای بلندش زن به…

ادامه مطلب

باغ گلم، به رنگ گلاب‌است حسن من

باغ گلم، به رنگ گلاب‌است حسن من مهوش ترين شكوه شباب‌است حسن من در شهر شیخ رفتن من را حرام خواند انگار مست مستِ شراب‌است…

ادامه مطلب

ای قایق دل زده به دریای جنون

ای قایق دل زده به دریای جنون رو کرده به سوی ساحل آذر گون هیهات مخور فریب این کهنه سراب ظاهر همه رنگ است و…

ادامه مطلب

از دست روزگار دلم تنگ می‌شود

از دست روزگار دلم تنگ می‌شود غم گشته بیشمار دلم تنگ می‌شود از بس که تار گشته زمین و زمان من حتا کنار یار دلم…

ادامه مطلب

‍ عجب است خاطراتی، که همیشه ماندگار است

‍ عجب است خاطراتی، که همیشه ماندگار است سر اسم هر دوی ما که به هیکل چنار است تو شکوه کوهساران و من آب آبشارم…

ادامه مطلب

یاد بادا چون دم عیسی زمان بودنت

یاد بادا چون دم عیسی زمان بودنت صور اصرافیل میزد گامهای رفتنت سیلی پاییز خوردم از نفس های بهار برگ برگم می تکید از شاخه…

ادامه مطلب

نامرد مشو دوست وفا دارم باش

نامرد مشو دوست وفا دارم باش چون کوه به دوش گير هر بارم باش ما مثل مسافريم و در جاده ي عمر دستان مرا بگير…

ادامه مطلب

من و قربان خپ خپ دیدنت یار

من و قربان خپ خپ دیدنت یار قشنگی دیدن و خندیدنت یار خوشی های جهان را گل بریزم برای ساده ساده چیدنت یار شهلا دانشور

ادامه مطلب

مرا به دهکده‌ی دور خواهشاً ببريد

مرا به دهکده‌ی دور خواهشاً ببريد براي چيدن گلهای ياسمن ببريد فضای آبیِ دریا و آسمان یکرنگ به کوچه های دل مردم وطن ببرید به…

ادامه مطلب

گفتي كه تا ابد نروم از كنار تو

گفتي كه تا ابد نروم از كنار تو گفتي تو ماه و خرگه زنم در مدار تو گفتي كه بي تو هيچ تحمل نميشود من…

ادامه مطلب

قربان دو چشمان قشنگت میشم

قربان دو چشمان قشنگت میشم هرجا بروی سنگر جنگت میشم در انجمن شعر و ادب گل بانو رامشگر بیت رنگ رنگت میشم شهلا دانشور

ادامه مطلب

صدا و هاي و هوي دخت افغان

صدا و هاي و هوي دخت افغان تلاش و جستجوي دخت افغان به زنجير و به غل و غش كشيدند تماماً آرزوي دخت افغان شب…

ادامه مطلب

شام يلدا هست و عطر نوبهار آورده اي

شام يلدا هست و عطر نوبهار آورده اي خود اناری؟ یا انار قندهار آورده اي؟ «بوي جوي موليان» ميايد از شهر شما سوژه سوژه شعر…

ادامه مطلب