ويران دل خراب خويشم

ويران دل خراب خويشم
در آتش از اضطراب خويشم
با چشم تو ذوق باده‌ام نيست
سرمست من از شراب خويشم
پروای سياه روزيم نيست
درسايهٔ آفتاب خويشم
كو خضر رهی كه من درين دشت
من گمشدهٔ سراب خويشم
اين دوری ما ز وهم هستی است
خود در ره او حجاب خويشم

ملک‌ الشعراء قاری عبدالله

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *