تا زند‌ه‌ای ای عشق گرفتار غزل باش

تا زند‌ه‌ای ای عشق گرفتار غزل باش بی‌چاره و درمانده و بیمار عزل باش اسرار خدا را نتوان یافت به هرجا مشغول نظر کردن رفتار…

ادامه مطلب

اشکی به موج دیده‌ی دریا شروع شد

اشکی به موج دیده‌ی دریا شروع شد از یک‌نگاه ساده‌، معما شروع شد شاید که ناگهانی و شاید قلندری شب‌های شاعرانه چه زیبا شروع شد…

ادامه مطلب

ما را به هیچ تازه رخی احتیاج نیست

ما را به هیچ تازه رخی احتیاج نیست هر شمع نیمه سوخته جای سراج نیست از غیر من بگیر تماشای زلف خویش حسنت گران‌بهاست ،مطاع…

ادامه مطلب