مسعود جهاندار چو مسعود ملک

مسعود جهاندار چو مسعود ملک بنشست به حق به جای محمود ملک از ملک جز این نبود مقصود ملک کز ملک به تربیت رسد جود…

ادامه مطلب

قطعه دوبیتی

قطعه دوبیتی هست ایام عید و فصل بهار جشن جمشید و گردش گلزار ای نگار بدیع وقت صبوح زود برخیز و راح روح بیار

ادامه مطلب

در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

در بندم از آن دو زلف بند اندر بند نالانم از آن عقیق قند اندر قند ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ آخر غم…

ادامه مطلب

تاریک شد از مهر دل افروزم روز

تاریک شد از مهر دل افروزم روز شد تیره شب، از آه جگر سوزم روز شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم اکنون نه…

ادامه مطلب

ای کرده سپاه اختران یاری تو

ای کرده سپاه اختران یاری تو فخرست جهان را به جهانداری تو مستند مخالفان ز هشیاری تو بخت همه خفته شد ز بیداری تو

ادامه مطلب

هر کار که هست جز به کام تو مباد

هر کار که هست جز به کام تو مباد هر خصم که هست جز به دام تو مباد هر سکه که هست جز به نام…

ادامه مطلب

دولت همه ساله بی‌جلال تو مباد

دولت همه ساله بی‌جلال تو مباد همت همه ساله بی‌جمال تو مباد هر بنده که هست بی‌کمال تو مباد خورشید جهان تویی، زوال تو مباد

ادامه مطلب