اگر ز آتش رخسار او نسوزد مشک

اگر ز آتش رخسار او نسوزد مشک چرا ز دود بسوزد همی دل من زار

ادامه مطلب

آیین عجم رسم جهاندار فریدون

آیین عجم رسم جهاندار فریدون بر شاه جهاندار فری باد و همایون

ادامه مطلب

پاسخی ده تا نشان یابم ز ناپیدا دهان

پاسخی ده تا نشان یابم ز ناپیدا دهان در جهان هرگز که دید از چیز ناپیدا نشان مردمان پیدا دهان دارند و ناپیدا سخن تو…

ادامه مطلب

جهانرا اگر چه هست ، فراوان کده رسد

جهانرا اگر چه هست ، فراوان کده رسد هم از بندگانش هر کده را کدیوری

ادامه مطلب

خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی

خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی بینی علم علم تو بهر دشت و کردری

ادامه مطلب

ز پالان فزونست ریش رشید

ز پالان فزونست ریش رشید تنیده در آن خانه صد دیو پای

ادامه مطلب

سروست و بت نگار من آن ماه جانور

سروست و بت نگار من آن ماه جانور ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر

ادامه مطلب

گر چو شته دلت بیفشارند

گر چو شته دلت بیفشارند قطره ای خون ازان برون ناید

ادامه مطلب

مشکین شود چو باد بزلف تو بگذرد

مشکین شود چو باد بزلف تو بگذرد عاشق شود کسیکه بروی تو بنگرد بر غالیه بماند بر عارض تو باد گاهش برو بمالد و گه…

ادامه مطلب

اگر نه تیمار از بهر عاشقت بودی

اگر نه تیمار از بهر عاشقت بودی برامش تو ز گیتی برون شدی تیمار

ادامه مطلب

بسوی خورابه رایت کشید

بسوی خورابه رایت کشید که بد خانه ای مستقر و مقر

ادامه مطلب

بوسه ندهد ما را ، ما را ندهد بوسه

بوسه ندهد ما را ، ما را ندهد بوسه غمگین دل ما دارد ، دارد دل ما غمگین

ادامه مطلب

چگونه گیرد پنجاه قلعۀ معروف

چگونه گیرد پنجاه قلعۀ معروف یکی سفر که کند در نواحی لوهر

ادامه مطلب

خود فزاید همیشه گوهر اخش

خود فزاید همیشه گوهر اخش خود فزاید همیشه مهر فروغ

ادامه مطلب

ز خون دشمن او شد ببحر مغرب جوش

ز خون دشمن او شد ببحر مغرب جوش فکند تیغ یمانش رخش در عمان

ادامه مطلب

سه چیز را بگرفتند از سه چیز همه

سه چیز را بگرفتند از سه چیز همه ز دولت اصل و ز حق صحبت وز فخر سنام

ادامه مطلب

گر به پیغاله از کدو فکنی

گر به پیغاله از کدو فکنی هست پنداری آتش اندر آب

ادامه مطلب

ناید زور هزبر و پیل ز پیشه

ناید زور هزبر و پیل ز پیشه ناید بوی عبیر و گل ز سماروغ

ادامه مطلب

اگر چه تنها باشد همه جهان با اوست

اگر چه تنها باشد همه جهان با اوست و گرچه با او باشد همه جهان تنهاست گناه دشمن پوشد چو تیره گشت بعفو بچیرگی در…

ادامه مطلب

بایسته یمین دول آن قاعدۀ ملک

بایسته یمین دول آن قاعدۀ ملک شایسته امین ملل آن خسرو دنیا

ادامه مطلب

بیک خدنگ دژ آهنگ جنگ داری تنگ

بیک خدنگ دژ آهنگ جنگ داری تنگ تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دریا بار

ادامه مطلب

چگونه کرد مر آن دلهرای بیدین را

چگونه کرد مر آن دلهرای بیدین را نشانش چون کند از باز پیش در لوکر

ادامه مطلب

خود فزاید همیشه مهر فروغ

خود فزاید همیشه مهر فروغ خود نماید همیشه گوهر اخش

ادامه مطلب

ز زلف تو برده ست شبوّی بوی

ز زلف تو برده ست شبوّی بوی ازو گشت پر مشک مشکوی و کوی کجا جوی خون بینی ای دلربای رخان مرا اندر آن جوی…

ادامه مطلب

شاه گیتی خسرو لشکرکش لشکرشکن

شاه گیتی خسرو لشکرکش لشکرشکن سایهٔ یزدان شه کشور ده کشورسِتان

ادامه مطلب

فغان زان پریچهر عیار یار

فغان زان پریچهر عیار یار که با منش دائم به پیکار کار دو زلف سیاهش بماند بدان که دو زاغ دارد بمنقار قار دهانی چو…

ادامه مطلب

نیست مانی ابر پس چون باغ ازو ارتنگ شد

نیست مانی ابر پس چون باغ ازو ارتنگ شد نیست آزر باد پس چون باغ ازو شد پرنگار چون درخت گل که هر چند ابر…

ادامه مطلب

اگر همیشه بشادیش خواهم ای عجبی

اگر همیشه بشادیش خواهم ای عجبی چرا همیشه بتیمار خواهدم هموار خبر ندارد کاندر دلم اثر نکند اگر جهان همه تیمار گردد از بن و…

ادامه مطلب

بر ماه مشک بینم و بر سنبل آفتاب

بر ماه مشک بینم و بر سنبل آفتاب آنسال نه بحلقه و این سال نه بخواب آنرا درنگ نی و همه سال با درنگ وین…

ادامه مطلب

پیلان ترا رفتن بادست و تن کوه

پیلان ترا رفتن بادست و تن کوه دندان نهنگ و دل و اندیشۀ کندا

ادامه مطلب

چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او

چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام

ادامه مطلب

در آن زمین که خلافش بود نیارد رست

در آن زمین که خلافش بود نیارد رست ز هیچ باغ درخت و ز هیچ راغ گیاه

ادامه مطلب

ز راستی و بلندی که مر ترا بالاست

ز راستی و بلندی که مر ترا بالاست به وصفت اندر، معنی بلند گردد و راست

ادامه مطلب

ستی پس پشت پشت بستی بستست

ستی پس پشت پشت بستی بستست پیش پشتی ستی بسی بنشستست

ادامه مطلب

گرفت از ماه فروردین جهان فر

گرفت از ماه فروردین جهان فر چو فردوس برین شد هفت کشور

ادامه مطلب

نزدیک عقل جمله درین عهد باورست

نزدیک عقل جمله درین عهد باورست کامروز همچو جهل خرد زشت و آورست

ادامه مطلب

اگر بر اژدها و شیر جنگی

اگر بر اژدها و شیر جنگی بجنباند عنان خنگ زیور

ادامه مطلب

ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک

ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک ای نام تو بنهاده قدم بر سر افلاک

ادامه مطلب

تاسه گردم ترا چو حق شنوی

تاسه گردم ترا چو حق شنوی من نگویم رواست شوتوبتاس

ادامه مطلب

چو ده دهی(؟) که بد و نیک وقف بود برو

چو ده دهی(؟) که بد و نیک وقف بود برو به زنگبار و به هند و به سند و چالندر

ادامه مطلب

درد مرا بگیتی دارو پدید نیست

درد مرا بگیتی دارو پدید نیست دردی که از فراق بود درد بی دواست گنجی است عاشقان را صبر ار نگه کنی کو روی زرد…

ادامه مطلب

ز غیشه خوردن و از بی جوی و بی آبی

ز غیشه خوردن و از بی جوی و بی آبی گیای کو به چنان بود چون گیای شکر

ادامه مطلب

شکار باز خرچال و کلنگ است

شکار باز خرچال و کلنگ است شکار واشه ونج است و کبوتر

ادامه مطلب

گرفتم به جایی رسیدی به مال

گرفتم به جایی رسیدی به مال که زرّین کنی سندل و سندلک

ادامه مطلب

هزیمت رفتگان چونان همی رفتند روی از پس

هزیمت رفتگان چونان همی رفتند روی از پس چن اندر رستخیز آنکس کجا گویندۀ بهتان

ادامه مطلب

آن چه روی است آن شکفته گردش اندر گلستان

آن چه روی است آن شکفته گردش اندر گلستان وان چه جرّاره است خفته سال و مه بر گل ستان

ادامه مطلب

بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت

بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت همی دراید در روی تو از آن آژنگ اگر نخواهی بر دشت ساوه شو بنشین وگر…

ادامه مطلب

بهر تلی بر از خسته گروهی

بهر تلی بر از خسته گروهی بهر غفچی بر از فر خسته پنجاه

ادامه مطلب

چو بر روی ساعد نهد سر به خواب

چو بر روی ساعد نهد سر به خواب سمن را ز پیلسته سازد ستون

ادامه مطلب

خدایگانا امشب نشاط ساز بدانک

خدایگانا امشب نشاط ساز بدانک پدرش ز آهن بودست و مادرش حجرست بصورت شجری و ز خفچه او را برگ که از عقیق و ز…

ادامه مطلب